اطلاعات يا افعي هزار سر؟!
آنان كه در انبوه پرونده هاي سياه امنيتي ايران مو سپيد كرده اند معتقدند بخش مرموزي از دستگاه امنيتي ايران همچون افعي هزار سر از معاونت ها و بخشهاي مختلفي تشكيل شده است. اين افعي پنهان و پير علاوه بر معاونت امنيتي، بر معاونت اجتماعي ، معاونت فرهنگي، و ... نيز چنبره زده است. رسانه هاي زيادي كه تحت سلطه و نفوذ خود دارد و از طريق آنها ماموريتش را انجام مي دهد. رسانه هايي هستند كه در واقع رسانه نيستند، بلكه بخشي از يك نهاد امنيتي – اطلاعاتي را تشكيل مي دهند. اين باند مافياي در بسياري از نهادهاي ... نفوذ كرده است. آيا كسي مي داند، عده اي از ماموران اطلاعاتي در عرصه فرهنگي مشغول به فعاليت هاي امنيتي و اطلاعاتي هستند؟ آيا كسي مي داند كه بخش اعظمي از پروژه هاي امنيتي به كمك رسانه هاي وابسته، دنبال مي شود؟ آيا همه مي دانند، كه بخشي از بازجويان وزارت اطلاعات يا همان سربازان گمنام، عده اي وبلاگ نويس هستند؟! آيا جز اين است كه اگر آنها نبودند و بدون آنها، عمليات روباهان ناتمام مي ماند؟ اگر روزنامه كيهان، خبرگزاري هاي ... و وبلاگ هاي معروف نبودند آيا عمليات روباهان به انجام مي رسيد؟ به همين راحتي مي توانستند پروژه سركوب گري و ترور را ادامه دهند؟
نشانه شناسي خبرهاي اطلاعاتي!
تحليل بافت خبر و جنس قلم
در همه رسانه ها و مطبوعات انواع سرويس هاي خبري از جمله: سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، حوادث و ... ديده مي شود. اما ستون پنجمي وجود دارد كه سرويس امنيتي ناميده مي شود. دبير سرويسان آن، بازجويان و ماموران دستگاه هاي اطلاعاتي – امنيتي آن كشور هستند. اما از آنجايي كه اين دبير سرويسان كمي خجالتي هستند و اصلاً اهل خودنمايي و شهرت يافتن نيستند، ترجيح مي دهند از ديده عموم پنهان بمانند! اما با اينكه هيچ و نام و نشاني از آنها برده نمي شود، اما بافت خبر و جنس قلم شان بالاخره بوي كثيف آنها را مي رساند و هرچند كه از نگاه عموم مخفي بماند اما هيچگاه از نگاه كارشناسان و تحليلگران خبره پنهان نمي ماند!
اين اخبار فراتر از اخبار سياسي است و جز دسته اخبار اطلاعاتي – امنيتي به حساب مي آيد. اگر چه در يكي از سرويس سياسي، اجتماعي، فرهنگي، حوادث يا ... درج مي شود اما از سرويس هاي امنيتي تغذيه مي شود. از آنجايي كه راويان اين اخبار متفاوت هستند، به همين دليل جنس خبر و بافت آن نيز تفاوت فاحشي با ساير اخبار سياسي دارد. از عمده ترين و اصلي ترين نشانه هاي خبرهاي اطلاعاتي می توان به موارد زیر اشاره کرد:
- منابع خبری عمدتا ناشناخته
- انتشار اخبار خاص امنیتی و اطلاعاتی در ستون هاي ويژه (تحت عنوان اخبار ویژه، نيمه پنهان، نسل سوم، جهت اطلاع، ديگه چه خبر؟ و ... )
- اخبار حاوي ادعاهاي عجيب و جلوتر از زمان
- تفاوت با ساير اخبار سياسي (اخباري كه در ساير منابع خبري يافت نمي شود و خودشان اولين منبع خبر هستند)
- نقل خبر با پيشوندهايي چون: «يك مقام آگاه كه نخواست نام اش فاش شود» يا ...
- غير رسمي كردن منبع خبر و درج اخبار تحت عنوان مقالات و نامه هاي وارده از بيرون!
- حمله هاي قلمي زمينه ساز حمله هاي قضائي
- جنجال سازی و ایجاد بحرانهای ساختگی با بزرگنمایی
- قلم دروغ: جعل خبر ، تحریف و دروغ پردازی
- تخریب، ترور شخصیت و پرونده سازی
- شبکه ای عمل کردن
سعيد امامي و تامين مقالات كيهان
كيهان، سر دسته اين باند مافيايي، نياز به معرفي چنداني ندارد. از آنجايي كه هويت آن بر اقشار عيان است، تنها مي توان به مرور برخي از وقايع پرداخت. در دهه 70 و بعد وقوع قتل هاي زنجيره اي روزنامه ايران مطلبي نوشت مبني بر اينكه "حسين شريعتمداري در آن موقع رئيس گروه اجتماعي وزارت اطلاعات بود و بسياري از پروژه هاي رسانه اي سعيد امامي را به انجام مي رساند. "سعيد امامي براي زدن و تخريب سوژه هايي كه مورد هدف قرار مي داد، به ياد دو يار سابق خويش، برادر حسين و حسن افتاد به سفارش سعيد امامي بخش رسانه اي تاريك خانه اشباح را راه اندازي نمود. از تاريخ 13/2/76 لغايت 30/2/76 ستون جديدي در كيهان تحت عنوان «روايت تلخ» طراحي شد كه منابع آن را نيز سعيد امامي تامين مي كرد." [1]
شريعتمداري بازجوي ويژه سعيد امامي!
روزنامه ايران به نقل از راديو بي بي سي نوشت: " "حسين شريعتمداري در آن موقع رئيس گروه اجتماعي وزارت اطلاعات بود و به عنوان بازجوي ويژه سعيد امامي در طرح هاي توابسازي به كارگرفته مي شد. نمونه آن، سفارشات سعيد امامي به مدير مسئول كيهان بود تا از مهندس عزت ا... و آقاي پزشكپور، اعترافاتي عليه خودشان تهيه كند.[2]
تاكتيك ويژه سعيد امامي در تخريب و ترور شخصيت ها
روزنامه عصر آزادگان طي مقاله اي تحت عنوان «بازجوي ويژه سعيد امامي» نوشت: "سعيد امامي به برادر حسن و برادر حسين گوشزد كرد كه براي نابودي و ترور شخصيت مخالفان فكري، ارتباط خويشاوندي آنان با مخالفين را برملا كنيد تا آبروي آنها بر باد رود." وي مي افزايد: "حسين شريعتمداري در روزنامه كيهان همواره به افشاگري عليه اين و آن مي پردازد. مثلاً مي گويد برادر همسر فلاني منافق است. البته اينكه برادر همسر كسي منافق باشد، به او ربطي ندارد و به اين وسيله نمي توان فردي را متهم و محكوم كرد، اما بهتر است برادر حسين براي خوانندگان كيهان روشن كند كه حسين باروتي عضو شاخه نظامي مستقر در عراق، با او چه نسبتي دارد؟"[3]
مافياي رسانه اي كيهان و پرونده سازي هاي امنيتي!
بعد از گذشت سال ها از پرونده قتل هاي زنجيره اي و افشا شدن نقش كيهان در دفاع از سعيد امامي، اخيراً نيز شاهديم كه اين روزنامه، ماموريت خود را در پروژه هاي ديگر امنيتي - اطلاعاتي به همين شكل امتداد مي دهد.
در چنين پروژه هايي مافياي رسانه اي دخيل است. ابتدا هدف تعيين مي شود و سپس ساير رسانه هاي زنجيره اي آن را امتداد مي دهند. روزنامه كيهان، روزنامه شناخته شده به دروغپردازي و تهمت و افترا، طي يك پروژه برنامه ريزي شده، استاد ايليا (پيمان فتاحي) را مورد هدف قرار داد. سپس طبق روال معمول و الگوي تكراري نهادهاي اطلاعاتي، رسانه هاي وابسته وارد ميدان شدند و ماموريت امتداد اين پروژه را دنبال كردند.
بازجويان وبلاگ نويس!
اگر چه سال هاست كه سعيد امامي مرده است، اما بقاياي باند سعيد امامي در نهادهاي امنيتي كشور به چشم مي خورد. هنوز همان نظام فكري تاريك پابرجاست. و سايه هاي آن ديده مي شود. سعيد امامي هاي ديگري هستند كه مشغول فعاليت در عرصه هاي فرهنگي و قلمي هستند. متوني كه به سفارش آنها تهيه و منتشر مي شود.
اخيراً بازجوهاي سعيد امامي وبلاگ نويس هم شدند! فعاليت ماموران اطلاعاتي در قالب دو وبلاگ (با عناوين فريب دهنده شيادان معنويت و نهضت انتظار!) بيشتر از آنكه عجيب باشد، طنز آميز است! سربازان گمنام را چه به وبلاگ نويسي؟!
گويا وبلاگ نويسي سربازان گمنام، بخشي از همان پازل مافياي رسانه اي است. برادر حسن و برادر حسين و مخ پاك هاي اين دوره همان تاكتيك هاي نخ نما و تكراري ماموران اطلاعاتي دهه هاي پيش را دنبال مي كنند. اگر چه ظاهراً پيشرفت كرده اند و وبلاگ مي نويسند اما در كوته فكري و جمود مغزي شان تغييري رخ نداده است.
باور انتساب اين وبلاگها به يك شخص معمولي و مستقل، بسيار دور از ذهن به نظر مي رسد. چه انگيزه و هدفي مي تواند توجيه كننده چنين پشتكاري در اين نوشته ها باشد؟ بر فرض كه چنين توجيهي امكان پذير باشد، اما ادعاهاي عجيب و غريب و زودتر از موعد! منابع خبري نامعلوم! تحريف حقايق، دروغپردازي ها، تخريب و ترور شخصيت، تهمت و افترا ... و خبرهايي كه معلوم نيست اطلاعاتش را از كجا آورده است؟! چه نشانه اي دارد؟
به گفته برخي از شاگردان ايشان، بعضي از خبرهايي كه در اين وبلاگها درباره اطلاعات شخصي استاد ايليا نوشته مي شود، يا خصوصي بوده و از پيش در اختيار وزارت اطلاعات قرار گرفته و تنها آنها از آن باخبر بوده اند، يا ساخته توهمات ذهني بازجويان اطلاعاتي بوده است.
اين شواهد و ساير نشانه ها به روشني نشان دهنده ارتباط انكارناپذير اين وبلاگها با دستگاههاي امنيتي است. برخي شنيده ها حاكي از آن است كه چنين اقداماتي به درخواست برخي مقامات ارشد و ... صورت مي گيرد.
