تبليغاتX
گرگ و میش

گرگ و میش

درباره گرگان در لباس میش... آنان که خود را سربازان گمنام می نامند... مردان امنیت

اطلاعات يا افعي هزار سر؟!

 

آنان كه در انبوه پرونده هاي سياه امنيتي ايران مو سپيد كرده اند معتقدند بخش مرموزي از دستگاه امنيتي ايران همچون افعي هزار سر  از معاونت ها و بخشهاي مختلفي تشكيل شده است. اين افعي پنهان و پير علاوه بر معاونت امنيتي، بر معاونت اجتماعي ، معاونت فرهنگي، و ... نيز چنبره زده است. رسانه هاي زيادي كه تحت سلطه و نفوذ خود دارد و از طريق آنها ماموريتش را انجام مي دهد. رسانه هايي هستند كه در واقع رسانه نيستند، بلكه بخشي از يك نهاد امنيتي – اطلاعاتي را تشكيل مي دهند. اين باند مافياي در بسياري از نهادهاي ... نفوذ كرده است. آيا كسي مي داند، عده اي از ماموران اطلاعاتي در عرصه فرهنگي مشغول به فعاليت هاي امنيتي و اطلاعاتي هستند؟  آيا كسي مي داند كه بخش اعظمي از پروژه هاي امنيتي به كمك رسانه هاي وابسته، دنبال مي شود؟ آيا همه مي دانند، كه بخشي از بازجويان وزارت اطلاعات يا همان سربازان گمنام، عده اي وبلاگ نويس هستند؟! آيا جز اين است كه اگر آنها نبودند و بدون آنها، عمليات روباهان ناتمام مي ماند؟ اگر روزنامه كيهان، خبرگزاري هاي ... و وبلاگ هاي معروف نبودند آيا عمليات روباهان به انجام مي رسيد؟ به همين راحتي مي توانستند پروژه سركوب گري و ترور را ادامه دهند؟

 

 

نشانه شناسي خبرهاي اطلاعاتي!

تحليل بافت خبر و جنس قلم

در همه رسانه ها و مطبوعات انواع سرويس هاي خبري از جمله: سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، حوادث و ... ديده مي شود. اما ستون پنجمي وجود دارد كه سرويس امنيتي ناميده مي شود. دبير سرويسان آن، بازجويان و ماموران دستگاه هاي اطلاعاتي – امنيتي آن كشور هستند. اما از آنجايي كه اين دبير سرويسان كمي خجالتي هستند و اصلاً اهل خودنمايي و شهرت يافتن نيستند، ترجيح مي دهند از ديده عموم پنهان بمانند! اما با اينكه هيچ و نام و نشاني از آنها برده نمي شود، اما بافت خبر و جنس قلم شان بالاخره بوي كثيف آنها را مي رساند و هرچند كه از نگاه عموم مخفي بماند اما هيچگاه از نگاه كارشناسان و تحليلگران خبره پنهان نمي ماند!

اين اخبار فراتر از اخبار سياسي است و جز دسته اخبار اطلاعاتي – امنيتي به حساب مي آيد. اگر چه در يكي از سرويس سياسي، اجتماعي، فرهنگي، حوادث يا ... درج مي شود اما از سرويس هاي امنيتي تغذيه مي شود. از آنجايي كه راويان اين اخبار متفاوت هستند، به همين دليل جنس خبر و بافت آن نيز تفاوت فاحشي با ساير اخبار سياسي دارد. از عمده ترين و اصلي ترين نشانه هاي خبرهاي اطلاعاتي می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • منابع خبری عمدتا ناشناخته
  • انتشار اخبار خاص امنیتی و اطلاعاتی در ستون هاي ويژه (تحت عنوان اخبار ویژه، نيمه پنهان، نسل سوم، جهت اطلاع، ديگه چه خبر؟ و ... )
  • اخبار حاوي ادعاهاي عجيب و جلوتر از زمان
  • تفاوت با ساير اخبار سياسي (اخباري كه در ساير منابع خبري يافت نمي شود و خودشان اولين منبع خبر هستند)
  • نقل خبر با پيشوندهايي چون: «يك مقام آگاه كه نخواست نام اش فاش شود» يا ...
  • غير رسمي كردن منبع خبر و درج اخبار تحت عنوان مقالات و نامه هاي وارده از بيرون!
  • حمله هاي قلمي زمينه ساز حمله هاي قضائي
  • جنجال سازی و ایجاد بحرانهای ساختگی با بزرگنمایی
  • قلم دروغ: جعل خبر ، تحریف و دروغ پردازی
  • تخریب، ترور شخصیت و پرونده سازی
  • شبکه ای عمل کردن

 

سعيد امامي و تامين مقالات كيهان

كيهان، سر دسته اين باند مافيايي، نياز به معرفي چنداني ندارد. از آنجايي كه هويت آن بر اقشار عيان است، تنها مي توان به مرور برخي از وقايع پرداخت. در دهه 70 و بعد وقوع قتل هاي زنجيره اي روزنامه ايران مطلبي نوشت مبني بر اينكه "حسين شريعتمداري در آن موقع رئيس گروه اجتماعي وزارت اطلاعات بود و بسياري از پروژه هاي رسانه اي سعيد امامي را به انجام مي رساند. "سعيد امامي براي زدن و تخريب سوژه هايي كه مورد هدف قرار مي داد، به ياد دو يار سابق خويش، برادر حسين و حسن افتاد به سفارش سعيد امامي بخش رسانه اي تاريك خانه اشباح را راه اندازي نمود. از تاريخ 13/2/76 لغايت 30/2/76 ستون جديدي در كيهان تحت عنوان «روايت تلخ» طراحي شد كه منابع آن را نيز سعيد امامي تامين مي كرد." [1]

 

شريعتمداري بازجوي ويژه سعيد امامي!

روزنامه ايران به نقل از راديو بي بي سي نوشت: " "حسين شريعتمداري در آن موقع رئيس گروه اجتماعي وزارت اطلاعات بود و به عنوان بازجوي ويژه سعيد امامي در طرح هاي توابسازي به كارگرفته مي شد. نمونه آن، سفارشات سعيد امامي به مدير مسئول كيهان بود تا از مهندس عزت ا... و آقاي پزشكپور، اعترافاتي عليه خودشان تهيه كند.[2]

 

تاكتيك ويژه سعيد امامي در تخريب و ترور شخصيت ها

روزنامه عصر آزادگان طي مقاله اي تحت عنوان «بازجوي ويژه سعيد امامي» نوشت: "سعيد امامي به برادر حسن و برادر حسين گوشزد كرد كه براي نابودي و ترور شخصيت مخالفان فكري، ارتباط خويشاوندي آنان با مخالفين را برملا كنيد تا آبروي آنها بر باد رود." وي مي افزايد: "حسين شريعتمداري در روزنامه كيهان همواره به افشاگري عليه اين و آن مي پردازد. مثلاً مي گويد برادر همسر فلاني منافق است. البته اينكه برادر همسر كسي منافق باشد، به او ربطي ندارد و به اين وسيله نمي توان فردي را متهم و محكوم كرد، اما بهتر است برادر حسين براي خوانندگان كيهان روشن كند كه حسين باروتي عضو شاخه نظامي مستقر در عراق، با او چه نسبتي دارد؟"[3]

 

مافياي رسانه اي كيهان و پرونده سازي هاي امنيتي!

بعد از گذشت سال ها از پرونده قتل هاي زنجيره اي و افشا شدن نقش كيهان در دفاع از سعيد امامي، اخيراً نيز شاهديم كه اين روزنامه، ماموريت خود را در پروژه هاي ديگر امنيتي - اطلاعاتي به همين شكل امتداد مي دهد.

در چنين پروژه هايي مافياي رسانه اي دخيل است. ابتدا هدف تعيين مي شود و سپس ساير رسانه هاي زنجيره اي آن را امتداد مي دهند. روزنامه كيهان، روزنامه شناخته شده به دروغپردازي و تهمت و افترا، طي يك پروژه برنامه ريزي شده، استاد ايليا (پيمان فتاحي) را مورد هدف قرار داد. سپس طبق روال معمول و الگوي تكراري نهادهاي اطلاعاتي، رسانه هاي وابسته وارد ميدان شدند و ماموريت امتداد اين پروژه را دنبال كردند.

 

بازجويان وبلاگ نويس!

اگر چه سال هاست كه سعيد امامي مرده است، اما بقاياي باند سعيد امامي در نهادهاي امنيتي كشور به چشم مي خورد. هنوز همان نظام فكري تاريك پابرجاست. و سايه هاي آن ديده مي شود. سعيد امامي هاي ديگري هستند كه مشغول فعاليت در عرصه هاي فرهنگي و قلمي هستند. متوني كه به سفارش آنها تهيه و منتشر مي شود.

اخيراً بازجوهاي سعيد امامي وبلاگ نويس هم شدند! فعاليت ماموران اطلاعاتي در قالب دو  وبلاگ (با عناوين فريب دهنده شيادان معنويت و نهضت انتظار!) بيشتر از آنكه عجيب باشد، طنز آميز است! سربازان گمنام را چه به وبلاگ نويسي؟!

گويا وبلاگ نويسي سربازان گمنام، بخشي از همان پازل مافياي رسانه اي است. برادر حسن و برادر حسين و مخ پاك هاي اين دوره همان تاكتيك هاي نخ نما و تكراري ماموران اطلاعاتي دهه هاي پيش را دنبال مي كنند. اگر چه ظاهراً پيشرفت كرده اند و وبلاگ مي نويسند اما در كوته فكري و جمود مغزي شان تغييري رخ نداده است.

باور انتساب اين وبلاگها به يك شخص معمولي و مستقل، بسيار دور از ذهن به نظر مي رسد. چه انگيزه و هدفي مي تواند توجيه كننده چنين پشتكاري در اين نوشته ها باشد؟ بر فرض كه چنين توجيهي امكان پذير باشد، اما ادعاهاي عجيب و غريب و زودتر از موعد! منابع خبري نامعلوم! تحريف حقايق، دروغپردازي ها، تخريب و ترور شخصيت، تهمت و افترا  ... و خبرهايي كه معلوم نيست اطلاعاتش را از كجا آورده است؟! چه نشانه اي دارد؟

به گفته برخي از شاگردان ايشان، بعضي از خبرهايي كه در اين وبلاگها درباره اطلاعات شخصي استاد ايليا نوشته مي شود، يا خصوصي بوده و از پيش در اختيار وزارت اطلاعات قرار گرفته و تنها آنها از آن باخبر بوده اند، يا ساخته توهمات ذهني بازجويان اطلاعاتي بوده است.

اين شواهد و ساير نشانه ها به روشني نشان دهنده ارتباط انكارناپذير اين وبلاگها با دستگاههاي امنيتي است. برخي شنيده ها حاكي از آن است كه چنين اقداماتي به درخواست برخي مقامات ارشد  و ... صورت مي گيرد.

 



[1]  مقاله «كيهان، سعيد امامي»، روزنامه صبح امروز، تاريخ 31/5/1378

[2]  روزنامه ايران – 30 آذر 1378

[3]  عصر ازادگان – 27 آذر 1378

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سیاوش هوشیار  | 

شب پرستان «دشمن روزند»

حكايت پدر و پسرانش

 

پدر زحمت كشي بود كه هميشه مشغول كار بود. اما پسران زيادي داشت كه نمي گذاشتند پدر خسته شود و در تسريع كارها به او كمك مي كردند.

محل كار پدر، در محله اي معروف به تاريكخانه اشباح بود. او سال ها بود كه در پست كاري اش، مشغول فعاليت بود. و از شغلش بسيار راضي بود.

شغل پدر چه بود؟ او يك جاني تمام عيار بود. او حرفه اش همين بود. سر زير آب بردن، سر به نيست كردن، تو سر مردم زدن، به دختر مردم تجاوز كردن، بچه خفه كردن و ... كه همه و همه برايش مثل آب خوردن بود.

اما برو بچه هايش دغل دزد هايي بودند كه به پاي پدر نمي رسيدند. آنها به تبعيت از پدر كارشان اين بود كه عملكرد پدر را توجيه كنند. پدر مي كشت و پسر مي گفت. كارشان همين بود. پدر وقتي مي خواست كسي را سر به نيست كند قبلش به پسر بزرگ مي گفت و بعد او كارها را در ميان ساير برادران تقسيم مي كرد تا ذهن هاي مردم آماده شود و كسي از كارهاي پدر سر در نياورد.

پدر نام هاي عرفاني و زيبايي براي پسرانش گذاشته بود. كيهان، قدس، رسالت، جهان، موعود و ......

هر چند كه هر كدام در دياري ديگر و با نام و نشاني ديگر زندگي مي كردند اما همه آنها از يك خانواده بودند. خانواده اي دزد و قاتل كه مدت هاست سلطه خود را بر همه شهر نشانده اند.

پسرك بزرگتر كه به حرافي معروف بود، براي مردم شهر هر روز، نامه مي نوشت !

ديگري وقتي هوا سايه روشن مي شد، برنامه ديگري داشت. برادر ديگر، شب ها وقتي ساعت بيست و سي مي شد به فرمان پدر ماموريتش را به انجام مي رسانيد. ماموريت خبررساني!

شعار پدر به پسرانش اين بود:‌ دروغ پخش كنيد، بازار شايعات را داغ كنيد، فيلم مونتاژ كنيد، خبر سانسور كنيد، حديث جعل كنيد، و مهمتر از همه، صداي مردم را خفه كنيد... و بعد، من خود آنها را خفه مي كنم.

پدر براي خفه كردن مردم طناب ها و بندهاي زيادي داشت كه همه آنها شماره اي مخصوص داشتند و هر كدام را براي خفه كردن عده اي كنار گذاشته بود. به بند 209 علاقه زيادي داشت. و آن را دست كسي نمي داد و به هيچ كس نشان نمي داد. انسان هاي روشنفكر و اهل فكر را با آن خفه مي كرد.

پسرك بزرگتر كه به مدد پدر خيلي قلدر شده بود، دائماً قدرتنمايي مي كرد. به حكام شهر نيز دستور مي داد. اما از آنجايي كه پدرش مردي سابقه دار و با اطلاعات بود! كسي نمي توانست به او چيزي بگويد.

آنقدر زورگويي مي كرد كه همه فكر مي كردند او با رئيس شهر است. خود را منتسب مي كرد. تا همه چنين فكر كنند.

اما حاكم شهر مردي عادل بود و از بي عدالتي هاي او شرمش مي گرفت.

هر بار كه پسر بزرگش مواخذه مي شد و به دادگاه مي رفت فوراً با سفارشات پدر، قاضي مجبور مي شد حكم تبرئه آن را بدهد.

از آنجا شد كه همه مردم شهر گفتند او مصونيت آهنين دارد.

آنها همه اقدامات شومشان را به نام حكام شهر تمام مي كردند. و آنها را در صحنه مي نشاندند و اما خود در لالوهاي آن مخفي مي شدند.

مردم شهر را به حكام خود بدبين كرده بودند. چون هيچ كس نمي دانست كه اينها مسببان اصلي همه مصائب هستند. همان هايي كه در همه كثيف ترين فجايع دست داشتند و خود را سربازان گمنام مي ناميدند.

از آنجايي كه آنها هميشه در سايه حكومت مي زيستند حكومت سايه نام گرفتند. هر جا كه نور نبود. هر جا كه تاريكي و سياهي گسترده بود. آنها آنجا لانه داشتند. آنها نفوذ كرده بودند. بر روي تخت قدرت چنبره زده بودند. مانند افعي هزار سر از هر گوشه اي سر در مي آوردند. و همه را نيش مي زدند. هر كه مي خواست حرف بزند به دور گردنش مي پيچيدند و او را خفه مي كردند.

بعد از مدتي چنان قدرتمند شدند كه همه قدرت حكومت را به دست گرفته بودند. همه اين قدرتنمايي ها را مديون شب تاريك بودند. چون آنها وقتي آمدند كه هوا تاريك شده بود،. وقتي كه همه خواب بودند. اگر چراغي روشن بود، آن را نيز خاموش كردند.

عده اي كه در آنجا بيدار بودند را به جرم بيداري گرفتند و بردند. دهانشان را بستند، به آنها تهمت زدند و شخصيت هايشان را ترور كردند و بر عليه شان شهادت دروغ دادند...

به همه گفتند اين ها همان دزدان و قاتلاني هستند كه مي خواستند شما را نابود كنند ولي ما نگذاشتيم، آنها را گرفتيم و زنداني كرديم...

مردم بي خبر خوشحال از اينكه امنيتشان حفظ شده است. اما غافل از آنكه دشمنان اصلي، همين ها بودند. همان هايي كه همه جا جار زدند و بر همه برچسب بيگانه زدند...

 

علي پورپاك، نويسنده وبلاگ هتاك و پرده در شيادان معنويت، جديدترين محصول اين خانواده شيطاني است.

 

شب سياه است و شب پرستان، دشمن روزند... البته صبح فرا مي رسد و نور آشكار مي گردد...

 


+ نوشته شده در  ساعت   توسط سیاوش هوشیار  | 

تاسوکی، افتضاحی در امنیت ملی

در 27 اسفند سال 1384 در محور زابل-زاهدان و در محدوده پل شيله، گروهي مركب از 12 نفر از اشرار وابسته به گروهك جندالله، با لباس مبدل پليسي به مدت يك ساعت و نيم، جاده را بسته و طي يك عمليات توأم با شقاوت و ناجوانمردي، با فراغ بال 22 نفر از هموطنان بي‌‏گناه و غيرمسلح را در حالي كه چشم‌‏ها و دستانشان بسته بود، را به رگبار بسته و آنها را به قتل مي‌‏رسانند. در اين حادثه فجيح هفت تن مجروح و هفت نفر ديگر به گروگان گرفته مي‌‏شوند. .با انتشار عمومي و رسانه‌اي فيلم سر بريدن يکي از هم‌وطنان مظلوم به دست سرکرده اين گروهک، عبدالمالک ريگي، موضوع ابعاد گسترده تری یافت.این اقدامات تروریستی ادامه می یابد و يك‌‏بار يك اتومبيل مسافركش را توقيف و راننده آن را به دار مي‌‏آويزند و با قرار دادن جنازه وي در صندوق عقب اتومبيل و جاسازي بمب در داخل اين خوردو، آن را مقابل استانداري زاهدان منفجر مي‌‏كنند. اين گروه همچنين بار ديگر با به سرقت بردن خودروي مسافركش، راننده را به دار آويخته و سوار بر اين خودرو در يكي از چهارراه‌‏هاي شهر زاهدان چهارتن از نيروهاي انتظامي را به قتل مي‌‏رسانند. اين گروه شرور به اقدامات تروريستي خود همچنان ادامه داده و در اواخر سال گذشته اتوبوس حامل جمعي از پاسداران را به رگبار بسته و 13 نفر از آنها را مي‌‏كشند.
تنها یک ماه بعد...۱۵ فروردين ۱۳۸۵

عبدالمالك ريگي، سركرده گروه تروريستي، كه اقدام به چندين فقره قتل و بمب‌گذاري كرده، در حوالي بندر گوادر پاكستان ديده شده است.

پس از گذشت 4 ماه ... ۱۳ خرداد ۱۳۸۵ :افشاي نقش گروه «عبدالمالك ريگي» در جنايت جاده بم

۲۶ مهر ۱۳۸۵ : سرنوشت «عبدالمالك ريگي» در پرده ابهام

عدم اقدام حتی با اعلام قبلی

۲۷ بهمن ۱۳۸۵ :ريگي انجام عمليات تروريستي را اعلام كرده بود

به گزارش خبرگزاري فارس از زاهدان، دقايقي پيش از انجام عمليات تروريستي امشب زاهدان كه طي آن بمبي در يك مدرسه دخترانه اين شهر منفجر شد، عبدالمالك ريگي سركرده گروهك تروريستي جندالله از اشرار شرق كشور در يك برنامه مستقيم تلويزيوني كه از شيكه تلويريوني منافقين(مجاهدین خلق) پخش مي‌شد از انجام عمليات تروريستي در شهر زاهدان خبر داد و با افتخار از كشتار مردم ياد كرد.

سربازان گمنام، اینبار اما ناتوان

اردییبهشت 85 : ناتواني مسئولان کشور و تكرار تاسوكي در بم

و از آنجا که وعده ها بی ثمر ماند ...رسانه های وابسته به اطلاعات دست به کار شدند...

۷ تير ۱۳۸۶ :انتشار اخبار کذب مبنی بر دستگیری وکشته شدن ریگی

جندالله: ريگي دستگير نشده


سربازان گمنام،پای میز محاکمه

احضار وزیر اطلاعات در پی حوادث تروریستی جاده زابل - زاهدان

۶ اسفند ماه ۱۳۸۵   
خبرگزاري انتخاب : غلامحسین محسنی اژه‌ای وزیر اطلاعات روز چهارشنبه برای پاسخگویی به سوالی در مورد علت تعلل و ناتوانی مسؤولان و عناصر اطلاعاتی و امنیتی در پیش‌بینی پیشگیری و واکنش سریع در قبال حادثه جاده زابل ـ زاهدان و شناسایی عوامل مذکور به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس می‌رود.


 ۲۲ فروردين ۱۳۸۶،اژه‌اي: در حادثه تاسوكي هيچ تعللي نداشتيم

۲۸ فروردين ۱۳۸۵ ،تاسوكي، وزراي اطلاعات و كشور را به مجلس كشاند

۲۷ فروردين ۱۳۸۵ : وعده‌هاي بي‌نتيجه مسئولان و جري شدن جانيان تاسوكي

و همچنان یکسال بعد...

فروردین ماه ۱۳۸۶ : اعلمي:چرا در برخورد با گروهك جندالله ناتوان مانده‌‏ايد؟/ اژه ای: با كمال اقتدار و قدرت عمل كرده‌‏ايم

نماينده تبريز در مجلس‌‏هفتم سوال خود از وزير اطلاعات را در مجلس مطرح كرد كه توضيحات وزير اطلاعات نتوانست وي را قانع كند و محسني اژه‌‏اي از نمايندگان خواست تا برخي توضيحات خود را در جلسه‌‏اي غيرعلني مطرح كند.

 اكبر اعلمي در سوال خود از وزير اطلاعات، آورده است: جناب آقاي وزير! پاسخ دهيد كه با وجود يك وزارت‌‏خانه قدرتمندي همچون اطلاعات و دستگاه‌‏هاي موازي اطلاعاتي و امنيتي و برخورداري از نيروهاي توانمندي كه تاكنون توطئه‌‏هاي بسياري را كشف و خنثي كرده‌‏اند و از اين حيث درخور تقدير و ستايش هستند، چرا در برخورد با اين گروهك منفور، كم‌‏تجربه و ناپخته تروريستي اينگونه عاجز و ناتوان مانده‌‏ايد؟
چرا دستگاه‌‏هاي اطلاعاتي كه اگر در محافل نيروهاي سياسي پشه بجنبد، از آن باخبر مي‌‏شوند، در كشف توطئه و خرابكاري‌‏هاي اين گروه كوچك تروريستي كه امنيت و آرامش را بر مردم استان شرق‌‏نشين حرام كرده‌‏اند، اينگونه ناتوان بوده‌‏اند؟ آيا تاوان اين ضعف را مردم بي‌‏گناه و مظلوم و محروم شرق بايد بدهند؟

آقاي وزير پاسخ بفرمائيد چرا در نقطه‌‏اي از كشور 90 دقيقه حاكميت ملي در اختيار گروهي از اشرار قرار مي‌‏گيرد و آب از آب تكان نمي خورد و كسي كوچك‌‏ترين واكنشي در قبال اين فاجعه از خود نشان نمي‌‏دهد؟

 آقاي وزير! اگر دستگاههاي اطلاعاتي و امنيتي و انتظامي ما بجاي فرصت و امكاناتي كه براي كنترل و نظارت بر محافل سياسي و زير نظر گرفتن كساني كه وطنخواه بوده و نظام را قبول دارند و يا حداقل برانداز به شمار نمي‌‏روند ليكن ذائقه سياسي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي آنها متفاوت با من و شماست و متفاوت با هيات حاكمه مي‌‏انديشند و بر عملكرد دست اندركاران نظام انتقاد مشفقانه دارند و در عين حال با تمام قوا از تماميت ارضي كشور، منافع ملي و مصالح مردم دفاع مي‌‏كنند، را رها و در انجام بهينه ماموريت ذاتي خود به شرحي كه بيان كردم مورد استفاده قرار دهند و يا بجاي ضبط و كنترل و شنود سخنان نمايندگان و گماشتن 5 نفربراي تحت نظر گرفتن آنها در مراسم و محافل مختلف و به جاي بگير و ببند كارگران، دانشجويان و فرهنگيان همه عزم خود را جزم و مصروف آسيب‌‏شناسي در شرق و انجام مطلوب ماموريت هاي ذاتي خود نمائيد مطمئن باشيد كه ديگر شاهد يكه‌‏تازي‌‏هاي چنين گروههاي ضد مردمي نخواهيم بود.
 پس از توضيحات اكبر اعلمي در طرح سوال خود از محسني اژه‌‏اي، وزير اطلاعات در جهت پاسخ برآمد كه توضيحات وي نتوانست اعلمي را قانع كنند، لذا سوال براي بررسي بيشتر به كميسيون تخصصي ارجاع داده شد.

و یکه تازیهای ریگی در جنوب شرق ایران همچنان ادامه دارد...

 

(3)چرا جاسوسان آزاد می شوند؟

 در شرایطی که وقتی افراد در معرض اتهام جاسوسی قرار می گیرند حتی اگر هیچ مدرکی هم علیه آنها موجود نباشد و  تنها شبه این اتهام پیش آید دستگیری و ماهها بازجویی حداقل اقدامات لازم الاجرا ست.حال این سوال مطرح می شود که آیا آزاد کردن جاسوسی که اتهاماتش محرز شده است اقدامی آشکار علیه امنیت ملی نیست؟ پرونده موسویان یکی از بارزترین نمونه های خیانتهی اینچنینی است.

 

۱۲ خرداد ۱۳۸۶ : یك منبع موثق لحظاتی پیش خبر داد تحقیقات مقدماتی از موسویان كه به اتهام «ارتباط با عوامل خارجی و تبادل اطلاعات با آنها» دستگیر و در حال حاضر در زندان اوین به‌سر می‌برد،آغاز شده است.

 

۱۹ خرداد ۱۳۸۶ : سئوال ۲۷ نماینده از وزیر اطلاعات

حجت‌الاسلام محسنی‌اژه‌ای وزیر اطلاعات چهارشنبه این هفته در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس حاضر می شود تا به سئوال مشترک ۲۷ نماینده ملت درباره علت آزادی سید‌ حسین موسویان پاسخ دهد.

اخباری که در خصوص بازداشت سخنگوی تیم سابق مذاکره کننده هسته ای در اختیار نمایندگان قرار گرفته، حکایت از آن دارد حسین موسویان اسناد "بسیار محرمانه، سری و فوق سری" را در منزل خود نگهداری می کرد و اطلاعات فراوانی را بر اساس این اسناد به بیگانگان منتقل کرده است.
 اطلاعات مربوط به بازداشت موسویان عضو سابق شورای عالی امنیت ملی، قطعی بودن ارتباط او با بیگانگان به ویژه انگلیسی ها را ثابت کرد اما آزادی موسویان شبهات زیادی را در اذهان نمایندگان ملت ایجاد کرده که باید وزارت اطلاعات در این زمینه پاسخگو باشد.
باید پرسید چرا فردی که اسرار و اطلاعات محرمانه و فوق سری کشور را در اختیار بیگانگان قرار داد و جاسوسی او محرز شده، آزاد گردیده و چرا وثیقه آزادی این فرد متناسب با جرم واقع شده توسط او نیست؟

۱۴ تير ۱۳۸۶

یك مقام امنیتی گفت: حسین موسویان از همكاری با مركز تحقیقات استراتژیك منع شده است و دیگر اجازه همكاری با این مركز را ندارد.این مقام امنیتی افزود: همكاری موسویان پس از آزادی با قرار وثیقه با مركزتحقیقات استراتژیك مجمع تشخیص مصلحت نظام ممنوع شده است و در آینده هم نمی تواند با این مركز همكاری داشته باشد.

 

نقدي بر ساختار دستگاه امنيتي كشور

از دیدگاه کارشناسان توهم توانمندي، يكي از چالش‌هاي جدي دستگاه اطلاعاتي و امنيتي كشور است. واقعيت آن است كه پس از پايان جنگ تحميلي، جمهوري اسلامي به صورت جدي با تروريسم دولتي درگير نبوده است و حتي در تقابل با سازمان‌هاي تروريستي نيز مهم‌ترين تهديد امنيتي كشور، سازمان نيمه‌پاشيده‌اي نظير مجاهدين خلق بوده و تاكنون سازمان تروريستي فعال و مقتدري چون «القاعده» هم به دلايل گوناگون، هدف‌هاي عملياتي خود را در ايران متمركز نكرده‌ است.
اما روند آينده، شرايطي متفاوت را براي ما به همراه خواهد آورد. دور از انتظار نيست كه پس از اين، امداد ناامني‌هايي كه از سوي سازمان‌هايي چون «موساد»، «اينتليجنت سرويس»، «سيا» و سرويس‌هاي اروپايي سازماندهي مي‌شوند، به كشور برسد.
حال اين پرسش مطرح است كه در آن شرايط، دستگاه‌هاي اطلاعاتي و امنيتي جمهوري اسلامي، آمادگي تحليلي و ساختاري مقابله با اين حوادث را خواهند داشت؟
به درازا كشيدن بحران ناامني سيستان و بلوچستان كه به دست تروريست‌هاي آماتور و جوان ايجاد شده و هم‌اكنون دو سال از آغاز آن مي‌گذرد، مي‌تواند قياس مناسبي براي توانايي مقابله با حوادث آينده باشد.
تبديل شدن انتشار يك نامه جعلي منسوب به معاون رئيس‌جمهور سابق در اهواز و يا بحران مربوط به انتشار يك كاريكاتور در تبريز، نشان مي‌دهد كه ساختار امنيتي كشور به ويژه در حوزه اقوام، آنچنان شكننده شده است كه با هر تلنگري مي‌تواند دچار تزلزل و ناآرامي ‌شود.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سیاوش هوشیار  | 

امنیت، واژه فراموش شده

امنیت یکی از چند نیاز اصلی بشر است و حفظ امنیت جامعه از جنبه های گوناگون از وظایف اصلی هر حکومتی محسوب می شود. به‌‏موجب ماده یک قانون تأسیس وزارت اطلاعات مصوب 27 مرداد سال 62 ، وزیر اطلاعات مسوول کسب و پرورش اطلاعات امنیتی و اطلاعات خارجی و حفاظت اطلاعات و ضد جاسوسی و تحصیل آگاهی‌‏های لازم از وضعیت دشمنان داخلی و خارجی، به منظور پیشگیری و مقابله با توطئه‌‏های آنان علیه انقلاب و نظام است و به موجب ماده 10 همین قانون، وظایف وزارت اطلاعات ناظر به الف- کسب و جمع‌‏آوری اخبار و تولید، تجزیه، تحلیل و طبقه‌‏بندی اطلاعات مورد نیاز در ابعاد داخلی و خارجی و ب- کشف توطئه‌‏ها و فعالیت‌‏های براندازی، جاسوسی، خرابکاری و اغتشاش علیه استقلال و امنیت و تمامیت ارضی کشور و نظام و هـ - ارائه خدمات اطلاعاتی ضروری به سازمان‌‏ها و ارگان‌‏ها و آگاه ساختن به موقع آنها نسبت به توطئه‌‏ها و همکاری و تبادل اطلاعات و تجارب اطلاعاتی با کشورهایی که حائز صلاحیت لازم هستند، است، به کرات شنیده می شود که افراد در سمتها و جایگاههای مختلف جامعه اعم از روزنامه نگار، نویسنده، معلم، کارگر، هنرمند و حتی زنان به جرم اقدام علیه امنیت ملی دستگیر و روانه زندان می شوند.  این جرم که یکی از سنگین ترین جرمها محسوب می شود از دیدگاه صاحبنطران محل مناقشه بسیار است.

امنیت ملی، دغدغه یا بهانه ای برای سرکوبی؟

«هرنوع اعتراض دانشجویی را نباید حرکت ضد انقلابی تلقی کنیم و پاسخ هر اعتراضی الزاما برخورد خشن نیست. بسیاری از اعتراضات، صنفی و عادی است و نباید آن را ضد امنیتی و سیاسی تلقی کنیم و چنانچه در مواردی هم اعتراض سیاسی و امنیتی بود باید تلاش کنیم آن را به یک حرکت عادی و صنفی تبدیل کرده و از امنیتی کردن فضا پرهیز نماییم» این جملات مردی است که سال‌ها در امنیتی‌ترین نهاد کشور مسوولیت داشته است. او امروز از برخی دغدغه‌هایش می‌گوید و ابراز تاسف می‌کند از این‌که گاهی اوقات به دست بعضی از خودی‌ها در جهت منافع مخالفان و دشمنان کشور اقدام و با برخی تنگ‌نظری‌ها و افراط‌ گری‌ها امنیت ملی مخدوش می‌شود. وی با بیان این‌که در مواجهه با اتهام اقدام علیه امنیت ملی قانون جامع امنیت ملی نداریم تاکید می‌کند که در تهیه استراتژی قانون امنیت ملی باید همه ملاحظات حرفه‌یی و منافع دراز مدت کشور را در نظر گرفت.

قانون جامع امنیت ملی نداریم

یونسی با بیان این‌که اکنون قانون جامع امنیت ملی نداریم ابراز داشت: در حالی که ما فاقد قانون جامع امنیت ملی هستیم،‌ باید همه تلاش کنیم این خلا را پر کنیم. اگرچه در دهه‌ی نخستین انقلاب که اقدامات تروریستی افزایش یافت قانون مجازات اسلامی و قانون دادگاه‌های انقلاب بخشی از نیاز زمان را تامین کرد ولی امروز به هیچ وجه کافی نیست و قوانین سابق از جامعیت کافی برخوردار نیستند.

دخالت بی‌جا و خشن نیروی انتظامی حادثه کوی دانشگاه را به یک بحران ملی تبدیل کرد

وی در ادامه گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا گفت: در هر جامعه‌ای بدون استثنا اعتراضات صنفی و انتقادهای معمولی وجود دارد که با برخورد ساده با آنها و ساده‌سازی تحرکات صنفی به طور ساده حل می‌شود و هرگز نباید با آنها به صورت پیچیده و سخت و خشن برخورد کرد زیرا برخورد امنیتی با یک مساله‌ی ساده‌ی اجتماعی چه بسا آن مساله را به یک بحران امنیت ملی تبدیل کند؛ مانند حادثه‌ی کوی دانشگاه که در نوع خود یک اعتراض ساده دانشجویی بود ولی دخالت بی‌جا و خشن نیروی انتظامی آن را به یک بحران ملی تبدیل کرد که برای کشور هزینه‌ی سنگینی به بار آورد. ما نباید هر نوع اعتراض دانشجویی را یک حرکت ضد انقلابی تلقی کنیم و برای مهار آن از سرکوب و اقدامات خشن استفاده کنیم چرا که پاسخ هر اعتراضی الزاما سرکوب و برخورد خشن نیست.

اما واقعا چه کسانی امنیت ملی ایران به خطر می اندازند؟ آیا روزنامه نگاران، نویسندگان، معلمان، کارگران، هنرمندان یا زنان تهدیدی برای امنیت ملی به شمار می روند یا اشرار سیستان، جاسوسان و ترویستها کشور را دچار ناامنی کرده اند؟ و البته باید دید در برابر کسانی که واقعا امنیت ملی را به خطر می اندازند چه اقدامات موثری  صورت گرفته است؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سیاوش هوشیار  | 

گرگ و میش

سریالی ساخته بودند مردان امنیتی ایران به نام گرگها. مستندی بود روایتگر جنایات مجاهدین و به تعبیری منافقین. داستان گرگها داستانی قدیمی است به قدمت زندگی بشر که هر جا قدرت است و ثروت، دشمن ست و امکان حمله و نیت تخریب و نابودی.  شکی نیست در وجود دشمنان قسم خورده خارجی و مزدوران گوش به فرمان آنها و به تعبیر سازندگان این برنامه، گرگها. گله را اما امروز، بیشتر از گرگهای تار و مار شده و کرک و پر ریخته، خطری بزرگتر تهدید می کند، سگهای هار گله... آنانی که در لباس نگهبانی و با وظیفه پاسداری از حریم این مملکت و مردمان آن به دریدن حریمها و به مسلخ بردن خودیها مشغولند. دور نیست روزی که این سگهای هار به حریم چوپان هم حمله ور شوند...

بررسی عملکرد آنان که به ناحق خود را منتسب به آخرین منجی می کنند این فرضیه را قوت می بخشد که شاید آن سوهای پرده های آلوده سیاست و قدرت، دست گرگان و سگهای گله در کاسه ای مشترک است و هر دو با هم به نوشیدن خون این مردم مشغولند.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سیاوش هوشیار  | 

اول سلام

 

از آنها زیاد حرف نمی زنند... آنها در معرض دید کسی نیستند.... آنها پنهان و در خفا می زیند... اما اینجا از آنها خواهیم گفت... از لباس میش و منش گرگ و سیرت دیو...

دیری نمی پاید که جلویمان را بگیرند اما باز از جایی دیگر سر بر می آوریم.....

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سیاوش هوشیار  |